غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

630

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

پديد آمدى و اين آئينه تا زمانى كه عمرو بن العاص حاكم اسكندريه شد باقى بود و مردم فرنك بواسطهء اطلاع اهل اسلام بر احوال ايشان بغايت متوهم بودند عاقبت الامر تدبيرى انديشيده جمعى را باسكندريه فرستادند تا در لباس اهل تقوى خود را بخلق نمودند و چون مردم را نسبت بديشان اعتقادى پيدا شد آوازه در انداختند كه اسكندر در پس اين آئينه گنجى عظيم نهاده است و عمرو بن العاص باوجود دعوى ذكا و فطانت فريب يافته بطمع گنج آن آئينه را از آنجا برگرفت و از آنچه شنيده بود اثرى نديد و چون بار ديگر آئينه را در موضعش نصب كرد آن خاصيت را باطل يافت در عجايب البلدان مسطور است ميان آب كه اصل مناره اسكندريه از آبگينه بود و صورت خرچنگى در غايت بزرگى از مس ريخته در ميان آب نهاده بودند و بر پشت آن مناره را بنياد كرده و ارتفاع آن مناره چهار صد و پنجاه گز بود ( و العلم عند اللّه الودود ) . مصر از جملهء اعاظم بلاد قديمه است بوفور امارت و آبادانى و مزيد شهرت در ميان طبقات انسانى امتياز و استثنا دارد و معمورى آن سرزمين و كثرت باغات و بساتينش در ازمنهء سابقه بمرتبهء بود كه سبب غرور فرعون شده گفت كه ( اليس لى ملك مصر و هذا الانهار تجرى من تحتى و المعز لدين اللّه ) اسمعيلى در وقتى كه آن مملكت را مسخر ساخت بناى توطن را از مصر برانداخت و نزديك به آن شهرى ديگر در غايت تكلف و زيبائى بنياد نهاد و آن را موسوم بقاهرهء معزيه گردانيد و آل ايوب در ايام سلطنت خويش قاهرهء معزيه را بكمال معمورى و آبادانى رسانيدند و در آن بلده بقاع خير و عمارات عاليه مرتفع گردانيدند و قاهرهء معزيه بلده‌ايست طولانى در كنار بحر نيل و عمارات آن چهار طبقه و پنج طبقه است اكثر ملون و منقش مشتمل بر طاقهاى بديع و رواقهاى دلكش از غرايب ديار مصر يكى آنكه مردم آنجائى تخم‌مرغ بسيار در زير سرگين نهان كنند و بعد از انقضاء چند روز بعدد هربيضه جوجهء بيرون آيد و آغاز چينه خوردن كرده بتدريج بزرك شود ديگر آنكه در بعضى از حدود آنولايت كوهيست كه آب شيرين از آن مترشح شود و در حوضى جمع گردد و از آن حوض به اطراف و جوانب جريان نمايد و اگر شخصى جنب يا حايض بكنار آن آب رسد از رفتار بازايستد و تا آنكس دور نشود و آب حوض را بيرون نريزند آب روان نگردد ديگر آنكه در تاريخ مغرب مسطور است كه در حدود مصر بجانب غرب ريك روانست و در ازمنهء سابقه بطلسم مردى از سنك رخام ساخته‌اند در غايت مهابت و بافسون راه را چنان مسدود كرده كه ريك روان از آن موضع تجاوز نميتواند نمود تا بعمرانات ضرر نرساند و هيبت آن تمثال بمرتبه‌ايست كه آن را ابو الهول خوانند ديگر از جمله عجايب امكنهء آن مملكت دو گنبد هرمان مصر است و آنعمارات از گنبدهاى بزرگ است كه حكماء سلف ساخته‌اند و بروايت بعضى از مورخان بانى آنعمارات ادريس پيغمبر است عليه السلام و آن گنبدها در دو فرسخ مسافت تعمير يافته و كوچك‌ترين آن ابنيه از بزرگترين عمارات اهل عالم